مرکز پرستاری S.O.S Capital & AIDA

اعزام مراقب در منزل:

44046343

خدمات درمانی درمنزل:

44046131

پرستار می‌تواند داده‌های ارزیابی را از بیمار، خانواده بیمار، سایر افراد درگیر در امر درمان و مراقبت ویا در صورت وجود پرونده‌های پزشکی قبلی بیماردریافت نماید. در بررسی بیماران مبتلا به اختلالات افسردگی باید خطر خود کشی و دیگر کشی، ارزیابی توانایی‌های بیمار، میزان فعالیت‌های اجتماعی، نگرش نسبت به خود و ارزیابی منابع اجتماعی بیمار، مورد توجه قرار گیرد، بررسی این موارد با اخذ شرح حال کامل و معاینه وضعیت روانی امکان‌پذیر می‌گردد.

💠 تشخیص‌های پرستاری

کاهش مراقبت از خود مشخص با ظاهر نامتناسب و ژولیده به علت افسردگی
توانایی بالقوه جهت آسیب زدن به خود ودیگران مشخص با گفته‌های مستقیم یا غیرمستقیم به علت احساس درماندگی
اشکال در پنداشت از خود مشخص با احساس بی‌ارزشی، کاهش اعتماد به نفس به علت داشتن افکار منفی
اختلال در تعاملات اجتماعی مشخص با عدم علاقه به برقراری رابطه با دیگران به علت افسردگی
اختلال در الگوی خواب به علت افسردگی
تغییر در تغذیه، کمتر از نیاز بدن، مشخص با بی اشتهایی به علت افسردگی

💠 مداخلات پرستاری

مداخلات مربوط به کاهش مراقبت سالمند مبتلا در منزل از خود:شرکت دادن بیمار در امر شستشو و نظافت شخصی و هر زمان که بیمار در انجام آنها موفق شد مورد تشویق قرار گیرد، تقویت مثبت موجب ارتقا عزت نفس می‌شود. گاهی لازم است به بیمار به طور واقعی و عینی نشان داد که چگونه می‌تواند فعالیتی را که احساس می‌کند که برایش مشکل است، انجام دهد.

مداخلات مربوط به خودکشی و دگرکشی:برقرار نمودن ارتباط خوب با بیمار یک روش خوب در پیشگیری از خود کشی است، چون احساس می‌کند که فرد با ارزشی است. تدابیر امنیتی مانند دور کردن وسایل خطرناک و نظارت دقیق بیمار الزامی است؛ تشویق بیمار به بیان احساسات و در جریان دادن پزشک، اطرافیان و پرسنل بخش نیز از اقدامات دیگر می‌باشد.

مداخلات مربوط به اشکال در پنداشت خود:باید به بیمار کمک شود تا توانایی‌های خود را شناسایی کند. ترتیب دادن برنامه‌ای برای فعالیت در طول روز، البته این فعالیت‌ها نباید خارج از توانایی‌های فرد باشد، که بیمار بتواند فعالیت‌ها را با موفقیت به پایان برساند و تقویت دریافت نماید، در غیر این صورت سبب احساس بی کفایتی و کاهش بیشتر اعتماد به نفس بیمار می‌شود. تشویق بیمار به شرکت در فعالیت‌های گروهی که از آن بیمار بازخورد مثبت دریافت کند.

مداخلات مربوط به اختلال در تعاملات اجتماعی:بررسی رفتارهای اجتماعی بیمار و تلاش دربرطرف کردن کمبودهای او در این زمینه، حائز اهمیت است. درکنار بیمار افسرده‌ای که از دیگران کناره گیری می‌کند بنشینید و به خواندن روزنامه یا کار دیگری مشغول شوید. به این طریق، بیماراحساس می‌کند فرد با ارزشی است. گاهی از خود می‌توان واکنشی نشان داد مثلاً خود را معرفی کنید ویا اعلام آمادگی جهت شنیدن حرف‌های او، بعد از برقراری ارتباط و احساس راحتی بیمار، او را به شرکت در فعالیت‌های گروهی تشویق کنید.

مداخلات مربوط به اختلال در الگوی خواب:تهیه گزارش دقیقی از الگوی خواب بیمار در طول شب. به طور کلی اقدامات لازم عبارتند از:مشغول کردن بیمار در طول روز، روش‌های ساده و معمولی مثل نوشیدنی گرم ولی غیر محرک، غذای مختصر و سبک، حمام گرم. باید مصرف مواد حاوی کافئین مانند چای، قهوه و غیره محدود شود. موسیقی ملایم نیز می‌تواند کمک کننده باشد، داروهای ضد افسردگی نیز بهتر است در هنگام خواب به بیمار داده شود.

مداخلات مربوط به تغییرتغذیه:برای بیماران افسرده‌ای که اشتهای غذا خوردن ندارند لازم است یک رژیم غذاییی کامل در نطر گرفته شود گاهی با تجویزپزشک به بیمار ویتامین داده می‌شود. شرایطی جهت تحریک اشتهای بیمار مانند گذاشتن یک گلدان سر میز غذا، و حتی در صورت امکان غذای مورد علاقه بیمار فراهم شود.

سایرمداخلات:پرستار باید به بیمار فرصت دهد که احساسات خود را بیان کند، این کار باعث می‌شود که بیمار بداند به احساسات خود مسلط است. گاهی لازم است به بیمار اجازه داده شود که گریه کند، فریاد زند یا حتی به بالش و تشک مشت بزند تا بدین ترتیب دشمنی و خصومت خود را بدون احساس گناه خالی کند.

💠 ارزشیابی

ارزیابی برنامه مراقبتی وابسته به دستاوردهای هر بیمار است. مهم است که بیمار احساس امنیت کند و میل شدید به خود کشی نداشته باشد. مشارکت در جلسات درمانی نتایج مطلوب تری را برای بیمار فراهم می‌کند. اگر بتوانیم علائم عود بیماری را زود شناسایی کنیم و برای درمان سریعاً اقدام کنیم می‌توانیم دوره‌های افسردگی را کاهش دهیم

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

مراقبت سالمند pdf

مراقبت هاي ادغام يافته به مفهوم استفاده از عوامل خطر و نشانه هاي باليني ساده ادغام يافته به صورت جامع در سطح استفاده كننده خدمت است. در اين مدل از حداقل عوامل خطر و نشانه هاي باليني كليدي براي شناسايي زودرس بيماري، درمان مناسب و ارجاع به موقع استفاده شده است. لازم به ذكر است كه عوامل خطر، نشانه ها، علايم باليني، اقدامات تشخيصي، درمان، موارد ارجاع و پيگيري هاي مورد استفاده در اين مدل بهره گرفته از برنامه هاي كشوري اداره های تخصصي، منابع تخصصي طب سالمندي و همچنين استفاده از نظرات اساتيد مرتبط با بيماري هاي فاقد اداره تخصصي در مركز مديريت بيماري ها است.

در اين مجموعه نحوه ارزيابي كردن سالمند از نظر بيماري هاي جسماني و رواني اولويت دار بر اساس بار بيماري ها و ايمنسازي آموزش داده مي شود و علاوه بر روش هاي تشخيصي و درماني ساده، راه هاي پيشگيري از بيماري نيز عنوان شده است. به طور خلاصه در اين مجموعه شما نحوه كار با راهنماي مراقبت هاي ادغام يافته و جامع سالمندي را فرا خواهيد گرفت

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

ارتباط با سالمند در منزل

فرايند تبادل اطلاعات را ارتباط مي گويند. به عبارت ديگر، ارتباط فرايندي است  كه از طريق آن پيامهايي توسط افراد يا گروه ها ارسال و پاسخ  آن دريافت مي شود. مشكلات و سوء تفاهم هايي كه ميان افراد، خانواده ها، گروه ها، محيط كار يا اجتماع بروز مي كند  اغــلب نتيجه ارتباط ناكافي است . فردي كه در فرآيند ارتباط شركت مي كند. موجودي بي همتاست كه ارزشها ، باورها، تصورات، فرهنگ و جهان بيني خاص خود را دارد واين نكته اي است كه در ارتباط با سالمندان هرگز نبايد آن را فراموش كرد. عقايد، ارزشها ،و اعتقادات سالمندان امروز در جامعه اي كاملاً متفاوت  با جامعة كنوني شكل گرفته است. بسياري از آنها شاهد رويدادهاي تاريخي بزرگي نظير جنگ، جنبش هاي ضد استعماري وانقلاب بوده و شرايط اقتصادي  – اجتماعي دشواري را پشت سرگذاشته اند. آنها در دنيايي نشو ونما يافته اند كه در آن بسياري از وسايل آسايش امروزي نظير آب لوله كشي، برق ، تلفن ، گاز ،و…. وجود نداشته است. درك آنچه بر سالمند معاصر گذشته واو را آنچه كه هست نموده ، ممكن است براي بسياري از جوانان دشوار باشد و تنها يك ارتباط خوب مي تواند چون پلي اين شكاف بين نسل ها را پركند. برقراري ارتباط موثر، حتي در ميان افرادي كه سن و پيشينه مشابه دارند، دشوار است. بنابراين برقراري آن در ميان افرادي تا اين درجه متفاوت بسيار دشوارتر خواهدبود. لازمه ارتباط موثر خواست هريك از طرفين براي سهيم كردن ديگري در دانسته هايش است . از اين رو، شايد نخستين اصلي كه در ارتباط با سالمند بايد رعايت شود ارزش و احترام به گفته هاي اوست. منظور اين نيست كه براي برقراري ارتباط موثر با سالمند بايد هرچه او مي گويد قبول كنيم ، بلكه منظور آن است كه به او و حق او براي فكر كردن و سخن گفتن احترام بگذاريم .

براي برقراري ارتباط موثر با سالمند مراقب بهداشت بايد ياد  بگيرد كه موانع موجود در تبادل اطلاعات را شناسايي كرده و روشهايي را براي مقابله با آنها بيابد. اين  كار ساده نيست و به تلاش آگاهانه و مستمر نياز دارد.

گوش فرا دادن همدلانه

براي برقراري ارتباط موثر با سالمند، اول بايد گوش دادن فعال و همدلي را ياد بگيريم .

گوش دادن ، همان شنيدن نيست ، شنيدن يعني توانايي گوش ، براي تشخيص اصوات در حالي كه گوش دادن شامل تفسير اصوات نيز هست يا به  عبارت ديگر درك آن كه اين اصوات چه معنايي دارند. تاوقتي كه فرد به يقين درنيافته كه ناطق قصد داشته چه بگويد در واقع به سخنان او گوش نداده است. كاري كه بايد بكنيم گوش دادن به واژه ها نيست. بلكه گوش دادن به معناي واژه هاست .

همدلي

يعني علاقه فرد وتلاش او براي فهميدن دنياي منحصر به فرد شخص ديگر .همدلي يعني توانايي آن كه فرد خود را در جايگاه ديگري قرار دهد ، بفهمد كه او در موقعيتهاي مختلف چه فكر يا چه احساسي دارد.

داشتن اطلاعات زياد در بارة ديگري به معني درك كردن او نيست. درك افراد مستلزم تلاش مستمر براي شناخت بهتر فرد از طريق گوش دادن همدلانه به اوست. براي همدلي با سالمند بايد به نقاط قوت وضعف او (تغييرات شنوايي و بينايي ، خستگي ، درد) حساس بود. بايد در برابر سالمندي كه براي دادن پاسخ به درمان بيشتري نياز دارد صبور بود. و بايد وقت بيشتري را صرف شناختن سالمند، به مثابة موجودي انساني ونه صرفاً جسمي كه مراقبت فيزيكي نياز دارد، كرد. در بسياري از موارد متخصصان بهداشتي بهترين مراقبت را از جسم افرادي كه آنها را نمي شناسند به عمل مي آورند. ولي مراقبت واقعي از سالمند مستلزم آن است كه توجه خود را به كليت سالمند معطوف كنيم ، نه صرفاً به خدمتي كه همان لحظه به او ارائه مي كنيم.

ارتباط ، چيزي بيش از توانايي گفتگو با ديگري است و تمام راههايي را كه ما از طريق آنها براي ديگران پيام ميفرستيم ، ازجمله راههاي غير كلامي ، شامل مي شود.ارتباط از كليه حواس بهره مي جويد . بينايي و شنوايي حواسي هستند كه در ارتباط بيشتر مورد استفاده قرار مي گيرند ، ولي لامسه ، بويايي ، وحتي چشايي نيز در انتقال پيام نقش دارند. توجه به اين نكته در برقراري ارتباط با سالمندان اهميت دارد، زيرا تواناييهاي حسي سالمندان براثر تغييرات فيزيولوژيك ناشي از سالمندي تغيير مي يابند. پيشينه اجتماعي و فرهنگي متفاوت سالمندان و تغييرات فيزيولوژيك ناشي از سالمندي مقوله ارتباط با سالمند را براي مراقبان بهداشتي حيطه اي چالش آميز مي كنند.

ارتباط غير كلامي

تـــــحقيقات نشان داده اند كه فقط 7% از ارتباط ، از طريق واژه هايي كه ادا مي كنيم صورت مي گيرد و93% باقيمانده ارتباط غير كلامي است. حدود 38% ارتباط از طريق نشانه هاي فرازباني(  (Paralinguistic مانند ، تن ، زير وبمي و بلند وكوتاهي صدا ، 55% از طريق نشانه هاي جسمي انجام مي شود. اهميت درك ارتباط غير كلامي را مي توان در اين جمله خلاصه كرد«آنــــقدر بلند حرف مي زني (غير كلامي) كه نمي توانم صدايت را بشنوم » با توجه به آنكه بخش اعظم ارتبـــــاط ، غير كلامي است بررسي كليه جنبه هاي ارتباط غير كلامي به منظور مشاهدة تاثير آن برتعاملات ما با سالمندان ضروري است .

نمادها

آنچه ما مي پوشيم يا با خود به اين سو وآن سو مي بريم پيامهايي را به ديگران ارسال مي كنند . مثلاً : پوشيدن يونيفرم سفيد يا انداختن گوشي دور گردن نمادهايي هستند كه مراقب سالمند در منزل از طريق آنها خود را معرفي مي كنندو به نوعي كارت شناسايي آنان به شمار مي آيد. اين نمادها بسيار بهتر از كارتهاي كوچكي كه بر روي سينه نصب مي شود ونام وشغل فرد با حروف ريــــز برآن نقش بسته عمل مي كنند. خصوصاً براي سالمنداني كه از بينايي كافي بهره مند نيستند يا اختلال حافظه دارند به طوري كه به سهولت چهره ها را از ياد مي برند مشاهده اين نمادها اطمينان بخش است .

تن صدا

سعي كنيد جمله اي را مثلاً « دلم نمي خواهد اين كار را بكنم » يكبار با نجوا ، يكبار با فرياد و يكبار با لحن التماس آميز بگوييد. آيا هر ســـــه بار استنباط واحدي از اين پيام داريد. ما از همان ماه هاي اول زندگي ياد مي گيريم كه تن صداي فرد روش قابل اعتمادي براي ارزيابي هيجانهاي اوست. چون پيامهاي غير كلامي بسيار قدرتمند هستند ، معمولاً ، حتي بدون آنكه واژه هاي فرد را بشنويم ، به هيجانهاي اوكه از تن صدايش استنباط مي كنيم پاسخ مي دهيم. وقتي كسي سرما فرياد مي كشد، معمولاً ما هم در پاسخ به او فرياد مي زنيم. فرياد زدن اغلب بيانگر وجود خشم يا ناراحتي است ، با اين وجود بسياري از افراد وقتي مي خواهند با فردي كه مشكل شنوايي دارد ارتباط برقرار كنند شروع به فرياد زدن مي كنند. فرياد زدن راه مناسب براي برقراري ارتباط با فرد كم شنوا نيست چون ممكن است در او اين احساس را پديد آورد كه ما از او خشمناكيم ، در حالي كه چنين نيست . صحبت كردن با تن آهسته نزديك گوش سالمتر بيمار راه بهتري است . كار برد روشهاي غير كلامي ديگر نظير حركات و ژستهاي بيانگر نيز ممكن است مفيد واقع شود.

زبان بدن

ما از طريق راه رفتن، ايستادن، نشستن، حركت كردن، و به طور كلي وضعيت بدن و اندامهاي خود پيامهاي بسياري را براي ديگران ارسال مي كنيم. از اين رو در ارتباط خود با كليه بيماران، خصوصاً سالمندان بــايد نسبت به آنچه از طريق زبان بدن مي گوييم ، حساس باشيم. مثلاً وقتي از سالمند سوال مي كنيم ، ولي براي دريافت پاسخ به چهرة همراه او مي نگريم با زبان بدن به او مي گوييم كه به گفته او اعتماد نداريم و براي آن ارزش قائل نــيستيم. در مواردي كه واژه ها و زبان بدن دو پيام متفاوت ارسال مي كنند ، اغلب مردم به زبان بدن پاسخ مي دهند . در مواردي مشابه فوق سالمند اغلب مرعوب مي شود و ممكن است حتي از بيان جدي ترين مشكلات و اداي بهترين اطلاعات خودداري كند. بايد مراقب باشيم كه در برابر ارتباط خود با سالمند موانعي به وجود نياوريم . نشستن در كنار سالمند ، صحبت كردن چهره به چهره با او، و اختصاص وقت كافي به معاينه او همه روشهايي براي ارسال اين پيام غير كلامي براي سالمند هستند كه مراقب به او علاقمند است وقصد كمك به او را دارد.

وجـــــه ديگر ارتباط غير كلامي آن است كه پيامهايي را كه بيمار از طريق زبان بدن براي ما ارسال مي كند تحت نظر بگيريم. مــثلاً سالمنداني كه خود را روي مبل مي اندازند يا درآن فرو مي روند شايد مي خواهند اين پيام را به ما برسانند كه خسته اند، احساس ضعف مي كنند، يا علاقه اي به برقراري ارتباط ندارند. وقتي واژه ها چيزي مي گويند و زبان بدن چيزي ديگر، بهتر است كه به زبان بدن توجه كنيد.
فضا، فاصله ، موقعيت

فضا، فاصله ، وموقعيت فيزيكي از عوامل مهم ديگر در ارتباط غير كلامي هستند . مطالعه فضاي مناسب ميان افراد در زمان ارتباط را پروكسيمك* مي گويند. در اغلب فرهنگ ها فاصله 5/2 متر فضايي مناسب بــــراي جدا كردن غريبه ها از يكديگر شمرده مي شود. در اين فاصله كه به آن فضاي همگاني مي گويند معمولاً هيچ نوع تماس مثبت يا منفي بين افراد واقع نمي شود .

 در مواردي كه ارتباط در سطحي غير شخصي برقرار مي شود فاصله مناسب 5/2 متر تا 1 متر كه به آن فضاي اجتماعي  مي گويند. اين فضا فاصله اي است كه در آن اغلب افراد احساس راحتي مي كنند. اما اگر مراقب بهداشتي در چنين فاصله اي از بيمار خود قرار گيرد پيامي كه منتقل مي شود بي تفاوتي است.

فاصله 5/0 تا 1 متر فضاي شخصي محسوب مي شود و فاصله مناسب براي ارتباط بين فردي نزديك با فرد ديگر به شمار مي آيد . قرار گرفتن مراقب بهداشتي در اين فاصله به معني علاقمندي و نگراني او براي بيمار است . فاصله كمتر از 5/0 متر فضاي خصوصي است كه اغلب افراد فقط به كسان مورد اعتماد خود اجازه مي دهند به اين فضا وارد شده و تا اين حد به آنان نزديك شود . ورود به اين فضا بدون اجازه قبلي معمولاً تهديد شمرده مي شود.

مراقبان بهداشتي به مناسبت حرفه خود عادت دارند كه وارد اين فضاي خصوصي شوند .ولي وقتي سالمندي دچار مشكل بينايي ياشنوايي است يا آنكه چرت مي زند يا گيج است، از ورود ناگهاني ما به فضاي خصوصي اش يكه مي خورد و چون ممكن است در ابتدا ما را به عنوان شخصي قابل اعتماد شناسايي نكند با كلام و حركات فيزيكي به دفاع از خود برمي خيزد كه اين پاسخ برخاسته از ترس است . از اين رو قبل از نزديك شدن به سالمند بايد توجه او را جلب و در صورت امكان اجازه او را اخذ كرد وسپس نسبت به ارائه مراقبت اقدام نمود.

ژستها وحركات بيانگر

ژست نوعي ارتباط غيركلامي است كه به منظور انتقال فكر يا احساس خاص اجرا مي شود. ژستها به شدت بار فرهنگي ، وحتي نسلي دارند. برخي از ژستها كه در فرهنگي خاص پذيرفتني اند در فرهنگي ديگر ممكن است توهين آميز تلقي شوند. و برخي ديگر كه امروز بسيار متداولند ممكن است در گذشته بي ادبانه تلقي مي شده اند. ژستي كه در يك فرهنگ معنايي خاص دارد ممكن است در فرهنگي ديگر معنايي كاملاً متضاد داشته باشد. مثلاً، حركت دادن سر به بالا و پايين در اغلب فرهنگ ها به معني « بله» است در حالي كه در برخي از قبايل اسكيمو به معني « نه » است. از اين رو ، در هنگام كار برد ژستها، ابتدا مطمئن شويد كه آنها براي هر دوطرف ارتباط يك معني دارند.

ژستها براي افرادي كه نمي توانند از واژه ها استفاده كنند كمك مفيدي است. يكي از عوارض سكته مغزي زبان پريشي يا آفازي است. افرادي كه دچار اين اختلال مي شوند ممكن است نتوانند واژه هايي را كه ديگران مي گويند شناسايي كنند و يا واژه هاي لازم براي اداي منظور خود را پيدا كنند. اين ناتواني در بيان خواسته ها ، نيازها، و احساسات معمولاً براي بيمار بسيار دردناك است. در اين موارد كار برد ژست و ساير اشكال ارتباط غير كــــلامي مي تواند مفيد باشد.

بيان چهره اي

بيان چره اي فرم ديگري از ارتباط غير كلامي است. چهره انسان توانايي بيانگري بسيار بالايي دارد. لبخند، اخم ، درهم كشيدن چهره ، و…. به نظر مي رسد كه در فرهنگهاي مختلف و زمانهاي مختلف معناي واحدي داشته باشند. به عبارت ديگر بيان چهره اي بر موانع فرهنگي و نسلي فايق مي آيد. انسان از همان زمان تولد قادر است به بيان چهره اي پاسخ دهد. ما عادت داريم همان حالتي را كه در چهره فرد مقابل مي بينيم به چهره خود منتقل كنيم. لبخند، لبخند مي آورد و اخم ، اخم .ترس ، خشم ، لذت ، و بسياري از احساسات ديگر با يك تغيير كوچك چهره به ديگران منتقل مي شوند.

مراقبان بهداشتي بايد مواظب باشند كه چهره آنان پيام ديگري جز آنچه قصد گفتنش را دارند به سالمند منتقل نكند گاهي پيش مي آيد كه موقع ارائه خدمت به سالمند در فكر ديگري باشيم. در اين مواقع ممكن است چين پيشاني ما براي سالمند به معني عصبانيت يا لبخند لبان ما به معني بي تفاوتيمان نسبت به مشكلات او باشد.

 تماس چشمي

« به چشمهايم نگاه كن » جمله اي است كه اغلب ما از دوران كودكي تا كنون بسيار شنيده ايم . در فرهنگ ما و بسياري از فــــرهنگهاي ديگر معتقدند كه چشمها دروغ نمي گويند از اين رو وقتي با سالمندان كار مي كنيم مي توانيم از تماس چهره به چهره خصوصاً تماس چشمي براي جلب اعتماد آنان استفاده كنيم. تماس چهره به چهره اين فايده را نيز دارد كه براي سالمند دچار مشكل شنوايي امكان لب خواني را فراهم مي كند.

 آهنگ و سرعت ارتباط

مراقبان بهداشتي از سالمنداني كه به آنان ارائه خدمت مي كنند ، معمولاً جوانترند. در نتيجه سرعت گفتار و حركات آنان گاهي براي سالمند آزار دهنده مي شود. كندي فرايندهاي رواني وحركتي از ويژگيهاي دوران سالمندي است و اين خصيصه اي است كه نبايد آن را از ياد ببريم. تمام كردن جمله اي كه سالمند شروع كرده به جاي دادن فرصت به او براي آنكه  جمله اش را شخصاً كامل كند وحتي گاهي كامل كردن اين جمله برمبناي انتظارات شخصي مان و نه نيازهاي واقعي سالمند سبب مي شود كه سالمند از برقراري ارتباط موثر با مراقب مايوس شود. صبوري وگوش دادن فعالانه از مهارتهاي بسيار لازم در كار با سالمندان است .« هرچه آهسته تر ، بهتر» شعاري است كه هيچگاه نبايد ذهن  افرادي را كه كار با سالمندان را انتخاب كرده اند ترك كند.

 زمان بندي

زمان بندي ارتباط بيشتر با سرعت آن مرتبط است ، ولي پيامدهاي ديگري نيز مي تواند داشته باشد. اگر مراقب در پاسخگويي تاخير كند، سالمند ممكن است اين كار را به عصبانيت ، نارضايتي ، و… نسبت دهد. مطالعات مختلف نشان داده اند كه پاسخدهي مراقبان بهداشتي به بيماران پرتوقع معمولاً با تاخير بيشتري صورت مي گيرد. اين كار معمولاً سبب ايجاد چرخه اي معيوب مي شود. چون هرچه انتظار فرد براي دريافت پاسخ طولانيتر شود، عصبانيت ، اضطراب ، وترس او نيز بيشتر مي شود و اين امر رفتارهاي متوقعانه فرد را كه معمولاً ناشي از اضطراب و ترس است تشديد مـــــي كند. اگر به نيازسالمند بدون تاخير پاسخ داده شود ، تعداد درخواستهاي او نيز كاهش مي يابد.

وادار كردن سالمند به انتظار كشيدن بي جهت نوع خفيفي از بدرفتاري به شمار مي آيد.« درك زمان » در سالمندي تغيير مي كند ، از اين رو اگر پيامي زودتر از آنچه بايد به سالمند منتقل شود، اگر فراموش نشود به سوالات پي در پي اي نظير « هنوز وقتش نشده ؟»منجر مي شود، و برعكس وقتي پيامي خيلي ريز منتقل مي شود اسباب ناراحتي و دلسردي سالمند را فراهم مي كند. چون سالمند براي آنكه براي انجام كاري آماده شود به زمان بيشتري نياز دارد. رساندن پيامي مهم ( خواه خوب، خواه بد) هنگام غروب ممكن است سالمند را چنان هيجان زده كند كه دچار بيخوابي بشود. مراقبان بهداشتي بايد به اين ويژگيها توجه كنند  تا بتوانند زمان مناسبي را براي برقراري ارتباط و ارسال پيام به سالمند انتخاب كنند.

 لمس

لمس محبت آميز يكي از نيازهاي انساني است ، وبسياري از سالمندان دچار محروميت لمسي هستند. سالمنداني كه همسر خود را از دست داده وبا فرزندان و ساير اعضاي خانواده خود نيز ارتباط چنداني ندارند معمولاً از اين محروميت رنج مي برند. مطالعات نشان مي دهند كه بيماران مجنون و سالمندان حداقل تماس را از سوي مراقبان خود دريافت مي كنند. به عبارت ديگر ، افرادي كه بيش از همه نيازمند اين نوع تماس هستند، از همه كمتر آن را دريافت مي كنند.

لمس ابتدايي ترين شكل ارتباط است. نه به واژه اي نياز هست و نه به كاركرد شناختي سالم. در جايي كه ساير انواع ارتباط كار ساز نيست ،اين لمس است كه باقي مي ماند.

البته كاربرد لمس به مثابه روشي براي ارتباط ،‌خصوصاً براي مراقبان جوان ، كاري دشوار وناراحت كننده است . لمس ، يك نوع كاملاً خصوصي ارتباط است . محبت ، تفاهم ، اعتماد ، اميد ، و علاقه را مي توان با قراردادن دست برروي شانه ، نوازش كردن پيشاني ، يا نگهداشتن دستي لرزان در دستي استوارتر وقويتر به ديگري منتقل كرد. لمس يكي از روشهاي رايج ابراز علاقه ومحبت است . افرادي كه از لحاظ عاطفي به يكديگر نزديكند با گرفتن دست يكديگر به هم آرامش مي دهند. لمس دست و در آغوش گرفتن درصدر فهرست چيزهايي قرار داد كه سالمندان از فقدان آنها ابراز ناراحتي مي كنند. كاربرد همدلانه لمس يكي از مهارتهاي بسيار موردنياز در كار با سالمندان است. وقتي واژه ها اثر خود را از دست مي دهند، لمس تاثيرش را حفظ مي كند.

لمس درماني * روشي است كه با هدف تامين كمك عاطفي براي افراد ابداع شده است و در سالهاي اخير طرفداران زيادي پيدا كرده است . مطالعات نشان مي دهند كه كاربرد اين روش درماني به كاهش درد، اضطراب و افسردگي منجر مي شود. علاوه برآن بـــــــه شروع خواب كمك مي كند و احساس آسايش و آرامش را در سالمند افزايش مي دهد. حتي افزايش سطح هموگلوبين ، كاهش ادم ، و تسريع فرايند بهبود زخم نيز به لمس درماني نسبت داده شده است.

در حالي كه كاربرد مناسب لمس براي سالمندان بسيار سودمند است ، كاربرد نامناسب آن نيز مي تواند به همين اندازه مخرب باشد. وقتي از لمس براي انتقال خشم يا نوميدي استفاده مي كنيم مخرب خواهد بود. جابه جا كردن بيمار با خشونت ، انداختن ، هل دادن و ساير حركاتي كه بيانگر نارضايتي و ناخشنودي است در همه اوقات از موارد بدرفتاري با سالمند به شمار مي آيد.

سكوت

هيچ نگفتن نيز چيزي گفتن است. گاهي واژه ها مزاحمند ،‌وممكن است مانع ارتباط واقعي شوند. بسياري از اوقات سالمند نياز به زمان بيشتري دارد تا افكارش را جمع كند. در اين مواقع اداي هيچ واژه اي لازم نيست . در هنگام سوگ ، درد ، يا اضطراب صرف حاضر بودن ، بدون گفتن واژه اي يا انجام كاري ، بهترين فرم ارتباط خواهد بود.

ارتباط كلامي

ارتباط كلامي به معني ارسال و دريافت پيام از طريق واژه هاست. برخي از ارتباط هاي كلامي ، رسمي ، ساخت يافته و دقيق و برخي ديگر غير رسمي ، غير ساخت يافته و انعطاف پذيرند. ارتباط هاي رسمي با هدف و منظور خاصي انجام مي گيرد ، اما محاوره هاي غير رسمي يا اجتماعي كمتر اختصاصي بوده وبيشتر به منظور پذيرفته شدن در جمع صورت مي گيرند. آشنايي با انواع ، موارد ، ونحوة كاربرد اين ارتباط ها براي مراقبان بهداشتي امري ضروري است 

ارتباط موثر بامعرفي آغاز مي شود . معرفي معمولاً بايد شامل نام وشغل مراقب باشد، مانند « من …. هستم، پرستار (يا پزشك ) شما» در مرحله بعد مراقب بايد بفهمد كه سالمند دوست دارد چگونه او را خطاب كنند. اغلب مراقبان بهداشتي خيلي زود صميمي مي شوند وافراد را با نام كوچك صدا مي زنند، ولي در مورد سالمندان بهتر است در ابــــــتدا آنها را با نام خانوادگي و كاربرد لفظ خانم يا آقا خطاب كنيم و بعد ببينيم كه اوچگونه خطابي را ترجيح مي دهد. از خطاب سالمند با واژه هايي كه معمولاً در ارتباط با كودكان از آنها استفاده مي كنيم ، نظير ، عزيزم ، نازنين ، و….بپرهيزيد و هرگز با لحن كودكانه با آنان سخن نگوييد.

كسب اطلاعات لازم در بارة سالمند، مثلاً در مورد وضعيت تاهل ، تحصيلات ، علايق و توانايي او براي شنيدن و ديدن به ما كمك مي كند كه در ارتباط كلامي از تكنيك ها و واژه هاي مناسبتري استفاده كنيم . بسياري از سالمندان دچار اختلال شنوايي هستند كه توانايي آنان را براي درك صحيح گفتار سايرين با مشكل مواجه مي كند. بنابراين براي آنكه تبادلات كلامي مناسبي با سالمند داشته باشيم بايد به همه اين نكات توجه كنيم .

آگاهي از زمينه تحصيلي وعلايق بيمار به ما كمك مي كند كه آسانتر محاوره با اورا آغاز  كنيم. موضوعاتي نظير شغل قبلي ، وضعيت خانوادگي ، وسرگرميهاي سالمند با افزايش شناخت ما در بارة سالمند به ما كمك مي كند كه در ارتباط با او همدلي بيشتري داشته باشيم . ارتباط كلامي موثر مستلزم توانايي كاربرد تكنيك هاي مختلف در ارسال و دريافت پيام است كه به طور خلاصه در ذيل به آنهااشاره مي شود.

آگاهي دادن

براي آگاهي دادن بايد از خطاب مستقيم ، و عبارات روشن ، دقيق ، وخلاصه استفاده كنيم . بايد واژه هايي را انتخاب كنيم كه مطمئنيم بيمار معناي آنها را مي داند.

در آگاهي دادن ، مراقب بهداشتي طرف فعال و سالمند طرف غير فعال است و به همين دليل ناموثرترين شيوة ارتباط به شمار مي آيد. پس از آگاهي دادن بهتر است از سالمند بخواهيم كه با واژه هاي خودش آنچه را از سخنان ما استنباط كرده دوباره تكرار كند.

پرسش مستقيم

وقتي لازم است اطلاعات دقيقي را ظرف مدتي كوتاه از سالمند اخذ كنيم ، پرسش راه مناسبي است. پرسشهايي مستقيم معمولاً شامل واژه هايي نظير كي ، كجا ، چه كسي ، چگونه ، و… است . اگر دراستفاده از اين روش افراط شود، نتيجه عكس مي دهد زيرا بيمار حالت تدافعي پيدا مي كند. اغلب افرادي كه تازه وارد حوزه مراقبتهاي بهداشتي شده اند معمولاً با فهرستي مركب از 40 تا 50 سوال به سالمند نزديك مي شوند . معمولاً بعد از 10 سوال اول بيمار رفته رفته احساس مي كند كه در جلسه بازجويي قرار گرفته ،لاجرم حالت دفاعي مي گيرد و سعي مي كند حداقل اطلاعات را به مصاحبه گر بدهد. پرسشهاي مستقيم معمولاً پاسخهاي كوتاه و اغلب به شكل يك «بله » يا « نه » ساده دارند./ح

مواجهه

از مواجهه در مواردي استفاده مي شود كه اطلاعات به دست آمده متناقض اند و يا پيام كلامي بيمار با پيام غير كلامي او نمي خواند. اجراي اين تكنيك بسيار دشوار بوده و بهتر است تنها توسط كساني مورد استفاده قرار گيرد كه تجربه كافي دارند و قبلاً توانسته اند ارتباط خوبي با سالمند برقرار كنند. هرگز در مورد فردي كه آژيته يا گيج است نبايد از اين تكنيك استفاده كرد. براي كاربرد موفقيت آميز اين تكنيك زمان عاملي كليدي است. از اين رو فقط در مواقعي كه دقت كافي براي كنكاش در مساله و رسيدن به نتيجه داريد از اين تكنيك استفاده كنيد.

ارتباط با اعضاي خانواده و نزديكان

مراتب بهداشتي بايد آمادگي لازم را براي برقراري ارتباط با اعضاي خانواده و دوستان سالمند داشته باشد. اين افراد شبكه اجتماعي و حمايتي سالمند را تشكيل مي دهند. اين افراد معمولاً براي كسب اطلاع و اطمينان به سوي مراقبان بهداشتي مي آيند و خود نيز منبع ارزشمندي از اطلاعات مرتبط با سالمند به شمار مي آيند و مي توانند از جهات مختلف براي پيشبرد كار مراقب مفيد باشند. بايد توجه داشت كه بسياري از اين افراد خود سالمند هستند, لذا همان روشها و ملاحظاتي كه قبلاً به آنها اشاره شد در مورد آنها نيز بايد رعايت شود. چون اين افراد, سالمند را بيشتر و بهتر از مراقب بهداشتي مي شناسند گاهي حتي قبل از او مي توانند به تغييراتي جزيي, كه مي تواند منادي خطري بزرگ باشد, در حالات و رفتار سالمند پي ببرند. بنابر اين, هرگز نبايد اطلاعاتي را كه آنها به ما مي دهند, دست كم بگيريم.

 

 

 

 

 

 

 

 

 



 

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

مهمترین شکستگی سالمندان در منزل  

شکستگی لگن نامی کلی برای تعداد زیادی از شکستگی ها است که میتواند بدنبال حوادثی مانند سقوط از ارتفاع، تصادف، حوادث ورزشی و حوادث حین کار ایجاد شود. با این حال غالب شکستگی های لگن بدنبال ضرباتی نه چندان شدید ایجاد میشوند.

شکستگی لگن در سنین بالا معمولا بدنبال زمین خوردن ایجاد میشود. در افراد مسن به علت پوکی و در نتیجه ضعیف شدن استخوان، لگن میتواند به راحتی و با وارد شدن ضربه خفیفی شکسته شود. این شکستگی ها در سنین بالا از علل مهم بروز معلولیت ها هستند و میزان مرگ و میر آنها بالا است.

مثلی مهم در ارتوپدی وجود دارد که میگوید انسان ها از لگن به دنیا میایند و از لگن از دنیا میروند. یعنی از طریق لگن مادرشان به دنیا وارد میشوند و به علت شکستگی لگن از دنیا میروند.

جهت دریافت اطلاعات کامل روی فایل power point کلیک کنید

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

 

تهران، اتوبان ستاری، روبروی مجتمع تجاری کورش،نبش جواهریان، ساختمان 163، واحد 9

 

تلفن:

      واحد خدمات مراقبتی در منزل    44046343  21 98+

تلفن:

    واحد اعزام پرستار تخصصی و پزشک  44046131  21 98+

 

 © 2017-2018 parastarha.com all right reserved